حکمت خدا

و خدا طوطی و کلاغ را زشت آفرید. طوطی اعتراض کرد و زیبا شد.
کلاغ به رضای خدا تن داد و حال، طوطی درقفس است و کلاغ آزاد و رها
 
این جمله را فروشنده دوره گردی بر روی مقوایی با ذغال ! نوشته بود و به دکه کوچک فلزیش آویزان کرده بود. وقتی امروز این را دیدم، یقین کردم که برای آنکه حرف بزرگ و مغزدار بزنی، لازم نیست شکل و شمایل و ژست انسانهای دانشمند را بخود بگیری.
 
یک دورگرد پیر هم میتواند با یک تکه مقوا و ذره ای ذغال، اما فکری آسمانی، به من بیاموزد و یا حداقل یادآوری کند که رضای خداوند حتی اگر زشت آفریدت، در آن هم حکمتی نهفته است.
/ 2 نظر / 19 بازدید