لطف خدا

همواره سایه حمایت خداوند را در کنار خود حس کرده‌ام. هر زمان که لازم بوده است دست کمک و یاری به سویم دراز کرده و مرا از مشکلاتم رهانیده است.

درست به موقع می‌رسد. همان زمانی که آخرین رمق‌های تلاش بی‌فایده‌ام را برای رهایی از زندانی که در آن به دام افتاده‌ام، سپری می‌کنم.

و او می‌رسد. درست بهنگام!

راهی می‌گشاید فراخ‌تر از آن‌چیزی که انتظارش را داشتم.

کاش زودتر به یاد خدا می‌افتادم. کاش زودتر از او می‌خواستم. که خواستن از او عین عزت است و آنچه او می‌دهد بی‌منت.

انگار بعضی وقت‌ها فراموشم می‌شود که او آن بالا نشسته و نظاره‌گر اعمال من است. بعضی وقت‌ها فراموش می‌کنم که بجای تقلای بی‌مورد و بی‌نتیجه، از او کمک بخواهم.

کاش بیش از پیش به او نزدیک بودم. آنگاه دلم بیشتر قرص بود.

اما یک اتفاق!

پاییز بود. تمام تلاشم برای انجام کاری که به عهده‌ام نهاده بودند صرف می‌شد. بی‌آنکه حواسم به آینده‌ای باشد که همیشه از آن ترسیده بودم!

اعتماد کردم. به غیر خدا! اما نه در امور اخروی، بلکه در امور دنیوی. انگار فراموش کرده بودم که اعتماد فقط و فقط خداوند را شاید.

و زمانی فرا رسید که همه خوشی‌ها علی‌رغم همه تلاش‌ها به پایان رسید. بی‌مهری‌ها آغاز شد و تغییری آنچنان شدید در روند زندگی کاری من که با تمام مشکلات زندگی عجین شد. و معجونی شد از ترکیب هر آنچه که بعنوان دشواری‌های زندگی در کنارم بود!

می‌ترسیدم! اما نه از بی‌پولی، که از بی‌حرمتی، که از بی‌اعتباری، که از بی‌عاری!

امتحانات دانشگاه هم مزید علت شد. سخت در سخت. پیچ در پیچ.

دو سه ماهی گذشت. افکار در هم پیچیده! موقعیت کاری سخت، سخت شده! و آن شخصیتی که در خود سراغ داشتم در هم‌پیچیده و غم‌آلود.

بی هدف و بی انگیزه. تنها و بی‌کس. نه کس را شایسته سخن گفتن پیرامون مشکلاتم می‌دانستم و نه در آن کس یارای یاری!

باز دست گرما بخش یار را بر سرم احساس کردم. در آن دم که به این گرما نیاز داشتم. باز هم وسیله‌ای فراهم شده بود تا بلکه اگر عرضه استفاده از آن فرصت را داشتم، مرا به سویش نزدیک‌تر کند.

آخر خیلی دوست دارم که به او نزدیک شوم. خدا را می‌گویم؛ یار مهربان!

به قول سعدی آنچنان نغز بازی کرد روزگار، که به ناگاه خود را در کنار انسانی یافتم که از او می‌گفت. بی‌آنکه در روزهای اول دیدارمان من احمق متوجه آن شده باشم. خداوندا چه حکیمی و چه بلند مرتبه!

اینجاست که فرق انسانی مثل من با انسانی که خلیفه خدا در روی زمین است، آشکار می‌گردد. عقل و ذهن و تفکر من کجا و آن انسان‌های وارسته‌ای که بجز خدا نمی‌بینند کجا؟

و عدل الهی را نمی‌توان انکار کرد. با دیدن این همه عدالت و اختیار!

آری اختیار در بدست آوردن آنچیزی که خداوند بهترین بهترین می‌داند. و آنگاه به عدل خود بر اساس اختیار من رفتار می‌کند.

خداوندا از آن مهربانی که بر سر راهم نهادی تا مرا اندرز گوید و مرا با آنچیزی که می‌دانستم، آشناتر کند! تو را سپاس می‌گویم. زیرا که می‌دانم سپاس من نعمت تو را بر من فزونی خواهد بخشید. ان‌شاءا...

خداوندا در من چه دیده‌ای که این‌همه مهربانی می‌کنی، غیر از گناه!

خداوندا من گناه‌کار را این‌همه مورد لطف خود قرار می‌دهی و اگر چشم نابینایم بتواند گوشه‌ای از محبت‌های تو را درک کند، چه نعمت‌ها و چه محبت‌ها که در حقم نکرده‌ای. در حق من بی مقدار اگر چنین کرده‌ای حال ببین با بندگان صالح خود چه می‌کنی؟ انگار که از آفریده‌های خود تا آنجایی که امکان دارد حمایت می‌کنی و کمک. هرگز فکر نمی‌کردم که گناهکاران را نیز دوست داشته باشی! اما امروز نگاهم عوض شده است. من لایق این‌همه محبت تو نیستم.

خداوندا درک مرا از زندگی آنگونه کن که آنگونه خود می‌خواهی.

آن روزی را به یاد می‌آورم که کلام خود را از زبان آن مهربانی (که بر سر راهم نهادی) به گوشم رساندی. آری یقین را می‌گویم. می‌گویند فراتر از ایمان است. ایمانی که با اعتماد قرین است.

خجالت کشیدم وقتی که آن مهربان، کم سن و سال‌تر از من و از جنس لطیف بود و من از جنس خشن و مسن‌تر! چه زمان‌ها که از دست داده بودم و چه فرصت‌ها که بی‌هیچ استفاده از کف نهاده بودم. من مغرور و متکبر، در مقابل آن مهربان ذره ذره ترک برداشتم و ای‌کاش زمانی برسد که در مقابل تو بشکنم! آن هم شکستنی...! کاش این مهربان را زودتر در مقابل دیدگانم قرار می‌دادی! هر چه از نهج‌البلاغه و قرآن خوانده بودم و هر آنچه که فکر می‌کردم استاد شده‌ام، همه در مقابل عمق تفکر او، پوچ و هیچ و غروری احمقانه بیش نبود. و من بیشتر از هر روز دیگر به درون‌تهی بودن خود پی بردم. به دوری از تو. به ناتوانی‌هایم. به غرور متکبرانه‌ام. به اینکه هیچم در مقابل عظمت کبریایی تو.

اما تو سخاوتمندانه به یاری‌ام شتافتی! انگار که عاشقم باشی. انگار که از ته وجودت مرا دوست داشته باشی. انگار که تو مرا از من بیشتر دوست داری! آری چنین است.

/ 10 نظر / 20 بازدید
حقدوست

[گل][گل][ناراحت][ناراحت][گل][گل] [گل][گل][ناراحت][ناراحت][گل][گل] سلام دوست ارجمند. فرا رسیدن ایام شهادت امیرالمؤمنین(ع) را به شما تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم. امیدوارم از شبهای قدر، نهایت استفاده را ببرید. با مطالب جدید به مناسبت شب قدر وشهادت حضرت علی(ع) در خدمت شما هستم. ***و البته به همراه مصاحبه‌‌‌ای که در وبلاگ یکی از دوستان با بنده ترتیب داده‌‌اند.*** منتظر قدوم شما هستم. در این ایام از دعای خیرتان این بنده روسیاه را محروم نفرمایید. موفق و پاینده باشید. [گل][گل][ناراحت][ناراحت][گل][گل] [گل][گل][ناراحت][ناراحت][گل][گل]

حقدوست

امشب این حقیر روسیاه را از دعای خیرتان محروم نکنید.

مهرانا

امشب رحمت دوست جاریست، مانند رود، نه! مانند باران، اگر دلتان لرزید، بغضتان ترکید، کسی اینجا محتاج دعاست، اگر یادتان بود باران گرفت دعایی به حال من بیابان کنید.

آمنه

سلام مطالب قشنگی تو وبت دیدم خدا قوت خوشحال می شم تو لیست دوستانت باشم لینکت کردم [لبخند] التماس دعا

آیدا جوان(خاموش)

آه ... سلام ... نگاهت زیباست که وب منو زیبا می بینی..... به وب ت اومدم و خیلی راضی بودم از اومدنم ..... خیلی ز ی ب ا..... بازهم سر میزنم ... مطالبت واقعا خوبه.. یا ع ل ی

زندگی زیباست اما شهادت زیباتر

سلام رفیق! ممنون که بهم سرزدی خدا بهت نزدیک بوده و هست فقط کافی ما اونو از خودش طلب کنیم. من بی مقدارم مثل شما همیشه مورد لطف و عنایتش قرار گرفتم. از فرصت آشنایی با این بنده خدایی که میگی بهره ببر. واسه هر کسی این موقعیت پیش نمیاد. بله خداوند عاشق ماست اگر بخواهیم برای او بنده باشیم و به سویش باز گردیم والله یحب التوابین... من شما رولینک میکنم.[گل] بازم به من سر بزن التماس دعای فرج..[گل]

رز

یه روزی منم خدارو فراموش کردم و چسبیدم به آدما... همین آدما اونقد امیدوارم کردن که دیگه فک نمیکردم نه بشنوم... اولین نه مث پتک خورد تو سرم... داغون شدم حالا خوشحالم که خدارو دارم تمام تلاشمو میکنم که خدا رو از دست ندم

لیلیوم

سلام خوشحال میشم بلینکمت[لبخند]

باران من

یا علی گفتیم و عشق اغاز شد درسکوتی که دلت دست دعا باز نمود ، یاد ما باش که محتاج دعائیم هنوز . . . سبدی دارم در دست ، می روم سوی خدا یا علی می گویم ، می روم تا درگه نور و امید تا به جایی که ملک ره نبرد ، می روم سوی خدا سوی حق سوی اُمید -♥ --♥ ---♥ آپم -----♥ -------♥ --------♥آپم ---------♥ -----------♥ -------------♥ ,•’``’•,•’``’•, .’•,`’•,*,•’`,•’ ....`’•,,•’`[گل][گل]