درباره نویسنده
Perdue
آغاز کردن همیشه دشوار است. آنچه آغاز می شود هستی می یابد و به واقعیت می پیوندد و چون هستی یافت تفاوتش با بهترین احساس می شود. تا آغاز نکرده ایم به بهترین می اندیشیم و چون آغاز می کنیم امکانات و واقعیت ها بر ما تحمیل می شود آن وقت می بینیم که کجا هستیم؛ دور و گاهی بسیار دور از واقعیت. ناگزیر باید آنچه هستیم و داریم را بپذیریم و بکوشیم تا بهترینش سازیم.
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • Perdue
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • قسمتی از کتاب کاش حقیقت داشت__مارک لوی
  • صعود از روی مشکلات
  • نکته
  • این بار از صادق هدایت
  • انیشتین و چارلی چاپلین
  • زندگی
  • دقت کردید؟؟؟
  • نکته !!
  • یادی از شهریار عزیز
  • چه بگویم؟
  • تشکر
  • یادمان باشد....
  • خدایا ازت سپاسگزارم
  • خدایا دوستت دارم....
  • دوباره از علی شریعتی
  • این بار با مهاتما گاندی
  • و باز هم از علی شریعتی
  • مراقبت
  • تو را من چشم در راهم، شباهنگام!
  • من، تو، او
  • انتخاب از دیدگاه علی شریعتی
  • مناجاتی از مرحوم علی شریعتی
  • و باز هم علی (ع)
  • امروز روز تصمیم بزرگ است
  • لطف خدا
  • محبت
  • حقیقت
  • فرصت های بزرگ
  • زیبایی
  • حرکت
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • بهمن ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
دوستان من
  • کانون مطالعات استراتژیک آب و محیط زیست
  • حس سبز
  • دالان بهشت
  • دل نوشته
  • پرواز شكسته بالان
  • از خودم...
  • بارون رنگ
  • روي بال قاصدك
  • زندگی زیباست اما شهادت زیباتر
  • بهارم...اما تنها با تو حال و هوایم بهاری میشود
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



آتش ... زير خاکستر
قسمتی از کتاب کاش حقیقت داشت__مارک لوی
نویسنده: Perdue - ۱۳٩۱/٢/٢٧

تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که بانک هر روز صبح یک حساب برات باز می کنه و توش هشتاد و شش هزار و چهار صد دلار پول می گذاره ولی دو تا شرط داره. یکی اینکه همه پول را باید تا شب خرج کنی، وگرنه هر چی اضافه بیاد ازت پس می گیرند. نمی تونی تقلب کنی و یا اضافهٔ پول را به حساب دیگه ای منتقل کنی. هر روز صبح بانک برات یک حساب جدید با همون موجودی باز می کنه. شرط بعدی اینه که بانک می تونه هر وقت بخواد بدون اطلاع قبلی حسابو ببنده و بگه جایزه تموم شد. حالا بگو چه طوری عمل می کنی؟

همه ما این حساب جادویی را در اختیار داریم: زمان.

این حساب با ثانیه ها پر می شه. هر روز که از خواب بیدار میشیم هشتاد و شش هزار و چهار صد ثانیه به ما جایزه میدن و شب که می خوابیم مقداری را که مصرف نکردیم نمیتونیم به روز بعد منتقل کنیم.

لحظه هایی که زندگی نکردیم از دستمون رفته. دیروز ناپدید شده. هر روز صبح جادو می شه و هشتاد و شش هزار و چهار صد ثانیه به ما میدن. یادت باشه که من و تو فعلا از این نعمت برخورداریم ولی بانک می تونه هر وقت بخواد حسابو بدون اطلاع قبلی ببنده و ما به جای استفاده از موجودیمون نشستیم بحث و جدل می کنیم و غصه می خوریم به جای اینکه از زمانی که برامون باقی مونده لذت ببریم.

نظرات ()



صعود از روی مشکلات
نویسنده: Perdue - ۱۳٩۱/٢/۱٩

کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.

پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.

 مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می کرد روی خاک ها بایستد.

 روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد ...

 

نتیجه اخلاقی

مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم:

اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود!

 اگر از مشکلات برای بالا آمدن و رشدمان استفاده نکنیم, در  چاههای زندگی گرفتار می شویم

نظرات ()



نکته
نویسنده: Perdue - ۱۳٩۱/٢/٢

گنجشکی که از مترسک بترسد از گرسنگی خواهد مرد!!!

                                                                           چگوارا

نظرات ()



این بار از صادق هدایت
نویسنده: Perdue - ۱۳٩۱/۱/٢٩

صادق هدایت در کتاب بوف کور خود می نویسد .. سی و هفت درد و عیب اساسی ما ایرانیان که هیچوقت درمان نشد..!
در زندگی درد هایی است که روح انسان را از درون مثل خوره می خورند و می زدایند،این درد ها را نه می شود به کسی گفت و نه می توان جایی بیان کرد..!
به قسمتی از درد های اجتماعی ما ایرانیان توجه کنید:

1-اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.
2-اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.
3-با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
4-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.
5-بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع انها هیچ اقدامی نمی کنیم.
6-در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.
7-کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.
8-غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.
9-بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که اینده را فراموش می کنیم.
10-از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.
11-عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه انها می اندازیم،ولی برای جبران ان قدمی بر نمی داریم.
12-دائما دیگران را نصیحت می کنیم،ولی خودمان هرگز به انها عمل نمی کنیم.
13-همیشه اخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.
14-غربی ها دانشمند و فیلسوف پرورش داده اند،ولی ما شاعر و فقیه!
15-زمانی که ما مشغول کیمیا گری بودیم غربی ها علم شیمی را گسترش دادند.
16-زمانی که ما با رمل و اسطرلاب مشغول کشف احوال کواکب بودیم غربی ها علم نجوم را بنا نهادند.
17-هنگامی که به هدف مان نمی رسیم،ان را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم،ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل ان نمی پردازیم.
18-غربی ها اطلاعات متعارف خود را روی شبکه اینترنت در دسترس عموم قرار می دهند،ولی ما انها را برداشته و از همکارمان پنهان می کنیم.
19-مرده هایمان را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم.
20-غربی ها و بعضا دشمنان ما،ما را بهتر از خودمان می شناسند.
21-در ایران کوزه گر از کوزه شکسته اب می خورد.
22-فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه می کنیم.
23-برای تصمیم گیری بعد از تمام بررسی های ممکن اخر کار استخاره می کنیم.
24-همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.
25-به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.
26-چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.
27-به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.
28-وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.
29-در غالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند،به جای اینکه به انها احترام بگذارند.
30-اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله
کشت.
31-اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.
32-تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.
33-غالبا افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.
34-اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی،کابل کشی و غیره صد ها جای ان را خراب می کنیم.
35-وعده دادن و عمل نکردن به ان یک عادت عمومی برای همه ما شده است.
36-قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از ان حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.
37-شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم

نظرات ()



انیشتین و چارلی چاپلین
نویسنده: Perdue - ۱۳٩۱/۱/٢٩

روزی انیشتین به چارلی چاپلین گفت :
می دانی آنچه که باعث شهرت تو شده چیست؟
"این است که تو حرفی نمیرنی و همه حرف تو را می فهمند"!

چارلی هم با خنده می گوید :
تو هم می دانی آنچه باعث شهرت تو شده چیست؟
"این است که تو با اینکه حرف میزنی، هیچکس حرفهایت را نمی فهمد"!

نظرات ()



زندگی
نویسنده: Perdue - ۱۳٩۱/۱/٢٧

برخی از مردم نود سال زندگی می کنند.

اما بسیاری دیگر یک سال را نود بار تکرار می کنند!!!

نظرات ()



دقت کردید؟؟؟
نویسنده: Perdue - ۱۳٩۱/۱/۱٧

دقت کردید:   در کشور من، مردم با نفرت بیشترى به بوسیدن دو عاشق نگاه مى کنند تا صحنه ى اعدام!

نظرات ()



نکته !!
نویسنده: Perdue - ۱۳٩۱/۱/٤

تفنگ های پر برای شلیک به مغزهای پر ساخته شده اند!

و مغزهای خالی برای پر کردن این تفنگ ها!

 

از کسی که کتابخانه دارد و کتابهای زیادی می خواند نباید هراسید.

اما از کسی باید ترسید که تنها یک کتاب دارد و آن را مقدس می پندارد و هرگز نخوانده است!!!

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »